|
معرفی روستای فرج بیگی
|
|
|
|
||||
|
سرباز کوچک آشفته کرده دست عطش خواب کودکم نائی نمانده در تن سرباز کوچکم آغوش من قلمرو جنگ و جهاد اوست لبهای خشک و تشنه ی من اعتقاد او س شمشیراو سکوت من است و نگاه من فریاد او تریشه ای از سوزو آه من آنک زمان خدمت سربازی اش رسید همچون عموش نوبت جانبازی اش رسید تیری رها شد عاقبت از دست حرمله پایان گرفت خدمت شش ماهه اش ، بله سرباز کوچکم لب تشنه شهید شد در خون او نگاه پدر ناپدید شد در کربلا به قیمت خون داغ میدهند تازه به تازه بردلمان زخم مینهند با با بدون خنده اصغر چه بایدش با اینهمه شکوفه پرپر چه بایدش سرباز کوچکم به لب تشنه ات قسم دیگر به داد زخم گلویت نمی رسم آخر تمام قافله ام زخم خورده است هر گوشه یک شکوفه من جان سپرده است سرباز تشنه سنگر خود را رها نکن خود را بیا از بر بابا جدا مکن با با بدون خنده اصغر چه بایدش با اینهمه شکوفه پر پر چه بایدش
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:4 توسط رسولی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
شنبه شب بعد از نماز مغرب و اشاء اقای عبدالرحمان رحیمی(از اعضای شورای اسلامی روستای زیراب) که در حسینیه حضور داشتند به سخنرانی پرداختند. وی به اختصاص ۸۰۰ میلیون ریال اعتبار به طرح اسفالت روستای فرج بیگی خبر دادند ودر ادامه نیز به تاسیس پایگاه مقاومت بسیج شهید ابراهیم رسولی پرداختند. ایشان افزودند که نقشه ساختمان مسجد امام رضا(ع) نیز توسط مهندسین در حال ترسیم است.
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 18:4 توسط رسولی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بالاخره سد خسویه هم پراب شد این سد روستاهای خسویه تل ریگی تاج اباد خلیل اباد میانده و زیراب را تحت پوشش قرار می دهد.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 10:47 توسط رسولی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بیایید انسانهای دورو را بهتر بشناسیم و انها را به عنوان دوستان صمیمی و نزدیک انتخاب نکنیم.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 10:16 توسط رسولی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||||||||||
|
شهرستان زریندشت یکی از شهرستانهای استان فارس در ایران است.
این شهرستان که در اوایل سده 21 میلادی از شهرستان داراب جدا شد شامل دو بخش مرکزی و ایزدخواست و سه شهر حاجیآباد، شهر دبیران و شهربیر است و جمعیت شهرستان حدود نود و پنج هزار نفر است. مرکز آن شهر حاجی آباد است و مردم آن بیشتر به بازرگانی مشغولند. بسیاری از مردم این شهرستان در کشورهای حوضه خلیج فارس مشغول به کارند.. بیشترین درختی که در این شهرستان یافت میشود به طوری که میشود گفت این شهرستان با این درخت آذین بندی شده است درخت خرما میباشد و از پرطرفدارترین درختها در این شهرستان میباشد که این درخت هم به نوبه خود دارای انواع مختلفی میباشد اعمازشاهیونی،گنتال،پرکون،پیارم،لشت و ... مهمترین منطقه کشاورزی آن اطراف شهر دبیران و تولیدات عمده آن گندم، ذرت و هندوانه است که از این نظر در شهرستان مقام اول را دارد.شهر دبیران جدیدابه راه ارتباطی بین شهر ستانهای داراب-لار-جهرم و زرین دشت در امده است که فاصله شهرستانهای مزکور به نصف کاهش یافته است مردم این شهر ستان بیشتر فارس زبان ولی جمعیتی درحدود دوازده هزار نفر ازمردم شهردبیران عرب زبان وازاعراب خمسه ساکن دراستان فارس هستند. فاصله این شهرستان بامرکز استان 255 کیلومتراست. از نظر جغرافیای درجنوب شرقی فارس بین شهرستانهای داراب-لار-جهرم-فسا واقع شده است. این شهرستان دارای هوای گرم میباشد . زرین دشت دارای 23 روستا می باشد که از ابتدای ورودی تل ریگی - خسویه-دروا-میانده-تاج آباد- خلیل آباد- ساچون- حیدر آباد - زیراب- فرج بیگی-چاه سبز-حاجی طاهره- چاه زبر- بن دشت- دبیران- دهنو- شهرپیر- درهشور-پنج چاه- گلکویه- مزایجان- گزطویه و گلوگاه می باشد شهرستان به مرکزیت شهر حاجی آباد می باشد
سیمای منابع طبیعی شهرستان زرين دشت
شهرستان زرين دشت بين طولهاي جغرافيايي 46 58 53 تا 40 01 55 و عرضهاي 31 00 38 تا 25 36 28 قرار دارد و از مساحت 462600 هكتاري 62% مناطق كوهستاني و تپه ماهور و مابقي دشتي و پست مي باشد اين شهرستان در جنوب شرقي استان فارس و 8% خاك استان و 1 % خاك كشور را شامل مي شود متوسط بارندگي ساليانه بر اساس آمار سي ساله 4/232 ميلي متر ميباشد متوسط درجه حرارت نيز 7/22 است . حداكثر نزولات جوي در ماههاي دي و بهمن نازل مي شود تعداد پنج گنبد نمكي از مشخصه منحصر به فرد است و محدوديت هاي فراواني در منطقه ايجاد نموده است وجود سايتهاي مناسب آنغوزه از مهمترين پتانسيل هاي بلقوه است كه با مديريت صحيح و برنامه ريزي اصولي مي توان براحتي آنرا وارد چرخه اقتصادي شهرستان نمود .ساختار و سازندهاي زمين شناسي عمدتا مربوط به دوران دوم و سوم زمين شناسي بويژه متاثر از گروه فارس ( ميشان آغاجاري و گچساران ) مي باشد منطقه داراي دشتهاي موازي با كوهستانهاي نسبتا منظم است اقتصاد مردم بيشتر وابسته به طبيعت موجود است به طوريكه از جمعيت 65000 نفري شهرستان بيش از 70% از اين جمعيت وابسته به منابع طبيعي مي باشند دامپروري و كشاورزي رونق نسبتا مناسبي دارد در اين شهرستان 000/460 راس دام وجود دارد كه تمامي آنها به منابع طبيعي وابسته اند به لحاظ صنعتي توسعه نيافته و از نظر معدن نيز فقير مي باشد شهرستان زرين دشت در دسته مناطق خشك دسته بندي مي شود و از نظر معدل درجه حرارت 7/22 ، معدن باران ساليانه 4/232 ، ايرناكي 65-45 روز ماكزيمم مطلق درجه حرارت 7/47 در مردادماه ، مينمم درجه حرارت 8/3 در ديماه – پتانسيل تبخير ساليانه 1/3649 ميلي متر مي باشد. شهرستان زرين دشت با توجه به وضعيت خاص زمين شناسي به لحاظ منابع و سفره هاي زير زميني بسيار فقير بوده و همچنين بر اثر بهره برداري بي رويه غير مجاز علاوه بر كميت ، كيفيت اين منابع را نيز به شدت تحت تاثير قرار داده است در راستاي تغذيه اين سفره ها تعداد 25 طرحهاي تغذيه مصنوعي انجام كه طرح تغذيه مصنوعي مزايجان با حجم آبگيري 000/100/2 مترمكعب از شاخص ترين پروژه هاي اجرا شده است.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 16:17 توسط رسولی
|
|
||||||||||||||
|
||||||||||||||
|
|
|
||||
|
دهه فجر گرامی باد
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 19:12 توسط رسولی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مردم روستاي فرج بيگي نيز مانند مردم روستاها و شهرهاي ديگر با شور و حال خاصي به عزاداري حسيني مي پردازند. در شب هاي دهه اول محرم پس از مراسم سينه زني هيئت عزاداري حاج اقا رحيمي شروع به سخنراني مي كند و در پايان نيز زنجير زني شروع مي شود. در عصر روز تاسوعا مردم با جمع شدن در حسينيه ضمن عزاداري كتل هاي مشكي و رنگين اماده مي كنند ودر روز عاشورا اين كتل ها را بالاي سر مي گيرند و به سمت قبرستان اين روستا حركت مي كنندودر طول اين ماه مردم با دادن نذري ارادت خود را نسبت به خاندان اهل بيت عرض مي كنند.
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 17:10 توسط رسولی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام دوستان عزیزِ این روزا هوا خیلی سرد شده . راستش امروز یخورده سرما خوردم .توی این سرما یاد شعر زیبای زنده یاد مهدی اخوان ثالث افتادم. "هوا بس ناجوانمردانه سرد است"
هوا بس نا جوانمردانه سرداست سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 12:55 توسط رسولی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 17:48 توسط رسولی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نماز جماعت بر مردان در حال سفر و حضر (مقيم بودن)، داشتن امنيت، و در حال ترس و خطر، در همهء اين حالتها واجب عينى است . باريتعالى مى فرمايد: )وإذا كنت فيهم فأقمت لهم الصلاة فلتقم طائفة منهم معك وليأخذوا حذرهم وأسلحتهم فإذا سجدوا فليكونوا من ورائكم ولتأت طائفة أخرى لم يصلوا فليصلوا معك وليأخذوا حذرهم وأسلحتهم(([26]) . [و هرگاه در ميان جماعت حاضر بودى يا رسول الله و شما ترس دشمن داشتيد، و نماز را براى جماعت بپا داشتى، بايد گروهى پشت سر تو به نماز بايستند، و گروهى به دنبال ايستند، و آن گروهى كه پشت سر تو هستند سلاح خود را بگيرند با خود، وقتى كه اينان به سجود رفتند و مشغول نماز بودند، آن طائفه ديگر از پشت شما پاسبانى شما كنند، و اين طائفه كه پشت سر تو هستند بروند براى پاس زدن، و آن گروه كه پاس مى زدند بيايند و با تو نماز بخوانند، و پرهيز و احتياط از دست ندهيد، و سلاح با خود بگيريد تا آنكه از نماز فارغ شويد] . و در اينجا خداوند به پيامبر (ص) امر مى كند، و امر به رسول الله (ص) بمعنى امر به او و به أمت اوست، اگر آن امر دلالت خصوصيت به رسول الله (ص) نداشته باشد، پس اين آيه دليل بر واجب بودن نماز جماعت است، و اجازه ترك نماز جماعت در حال جنگ هم به ايشان نداد . باريتعالى مى فرمايد: )وأقيموا الصلاة وآتوا الزكاة واركعوا مع الراكعين(([27]) . [نماز را بر پا بداريد، و زكات را بدهيد، و نماز خود را با نمازگزاران انجام دهيد] . و اين آيه بر واجب بودن نماز جماعت دلالت مى كند، و اگر مقصود فقـط اقامت نماز بـود در آخر آيه ذكر: )واركعوا مع الراكعين( نمى آمد زيرا در أول آيه امر به إقامت نماز شده بود . برای دیدن تصاویر مراسم نماز جماعت در حسینیه ابوالفضل روستای فرج بیگی به ادامه مطلب برویدادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 9:48 توسط رسولی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
متاسفانه خشكسالي امسال باعث ضرر مالي فراواني در بخش كشاورزي و باغداري شد در روستاي ما نيز درختان نخل ثمر چنداني نكرد.
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 18:45 توسط رسولی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
شيراز/ واحد مرکزي خبر/ اجتماعي/ بانوي معلول زرين دشتي ، حافظ و مدرس قرآن مجيد ، سالها عمر خود را صرف آموزش و ترويج علوم قرآني در رده هاي سني مختلف کرده است . سکينه ستوده که از ناحيه هر دو پا معلول و به کمک صندلي چرخدار حرکت و به امورات شخصي و زندگي خويش مي پردازد ، مدت 20 سال است که با تشکيل کلاسهاي قرآني در رشته هاي قرائت ، روخواني ، روان خواني ، مفاهيم و حفظ قرآن کريم در منزل شخصي خود در روستاي زيراب زرين دشت ، فعاليت دارد . خانم ستوده که متولد سال 1355 است ، فقط 5 کلاس سواد دارد و 10 سال در روستاي ساچون و 10 سال ديگر نيز در روستاي زيراب زرين دشت فعاليت قرآني به صورت رايگان دارد . وي با همسر معلول اش که از ناحيه هر دو چشم کم بيناست ، از مددجويان کميته امداد حضرت امام خميني (ره) محسوب مي شوند . به گفته خانم ستوده منزل مسکوني وي نيز به همت کميته امداد امام خميني (ره ) ساخته شده است که وي کلاس فقراني را نيز در همين ساختمان برگزار ميکند . وي مي گويد : از هيچ اداره و يا ارگان فرهنگي کمکي دريافت نمي کند .
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 18:20 توسط رسولی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 19:41 توسط رسولی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
فضيلت ماه رمضانقال رسول الله (ص) : إِنَّ ابواب السماء تفتح فى اول ليلة من شهر رمضان ولاتغلق الى آخر ليلة منه(1) رسول خدا (ص) فرمود: درهاى آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مى شوند و تا آخرين شب بسته نمى شوند. قال رسول الله (ص) : اذا استهلَّ رمضان غلقت أبوابُ النار (2). رسول خدا (ص) فرمود: هنگامى كه هلال ماه رمضان پديدار گردد, درهاى دوزخ بسته شود. قال ابوجعفر(ع) : لكلّ شىء ربيع و ربيع القرآن شهر رمضان(3). امام باقر (ع) فرمايد: براى هر چيزى بهارى است و بهار قرآن ماه رمضان است. عن ابى الحسن على بن موسى الرضا(ع): من قرأ فى شهر رمضان آية من كتاب الله كان كمن. ختم القرآن فى غيره من الشهور (4) امام رضا (ع) : كسى كه در ماه رمضان آيه اى از كتاب خدا(قرآن) را بخواند .مانند كسى است كه در ديگر ماه ها تمام قرآن را خوانده باشد.
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 20:11 توسط رسولی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فرج بیگی
+
نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 16:39 توسط رسولی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
حسادت احساسی است كه بیش از همه خود شخص را آزار می دهد .
پروفسور رولف هوبلمی گوید كه حسادت وقتی بهوجود می آید كه شخص احساس كند آنچه دارد ، كمتر از آن چیزی است كه باید داشته باشد . هیچ چیزی وجود ندارد كه باعث حسادت نشود ، مادی یا غیر مادی ! من می توانم به سرنوشتیك نفر یا به كسی كه برنده یك جایزه شده حسودی كنم ، ولی به طور كل وقتی انسان حسودی می كند كه آنچه كه دیگری دارد برایش ارزش داشته باشد . مثلاً من كه حوصله جمع آوری تمبر را ندارم به كسی كه این كار را می كند حسودی نخواهم كرد . حسادت در هر جامعه معنی خاصی دارد . در هر جامعه ای ، داشتن چیز بخصوصی كه در آن جامعه ارزش جلوه می كند ، باعث حسادت می شود . در جامعه امروز حتی آگهی های تلویزیون سعی می كنند با توجه به این ضعف بشری مردم را به سوی استفاده از یك كالایبخصوص یا انجام عملی تشویق كنند . جامعه سرمایه دار از حسادت مردم جهت منفعت بیشتر استفاده می كند ، زیرا حسادت یك انگیزه است و باعث جاه طلبی و افزایش انرژی می شود . حسادت در واقع به خاطر خانه بزرگتر ، اتومبیل سریع تر و زیبایی بیشتر نیست ، بلكه انسان به خاطر این كه شخص به علت داشتن چیزی مورد احترام واقع می شود ، حسادت می ورزد . حسود هیچ وقت فكر نمی كند آن فردی كه بیشتر دارد حتماً خیلی سخت تر كار كرده ، او گمان می كند كه هر موقعیت بهتری ، چه از نظر روانی یا مالی قیمتی دارد كه شخص حسود هرگز حاضر به پرداخت آن نیست . اكثر افراد حسود فكر می كنند كه حق آنان ضایع شده و آنها كمتر از دیگری به حقشان رسیده اند . حسودانی كه می پذیرند دیگری حقش بوده كه بیشتر بهره ببرد ، رنج بیشتری می كشند . این حسودان سعی می كنند با یك رفتار خشونت آمیز به فرد مورد حسادتشان حمله كنند . یعنی آنها با تمام قوا عملی انجام می دهند كه طرف مقابل از امكانات بهتری كه دارد لذت نبرده و به این وسیله هر آنچه باعث یادآوری عدم موفقیت او می شود نابود می كنند . این افراد،محبوب دیگران نیستند و معمولاً چهره واقعی خود را نشان نمی دهند و همیشه تظاهر می كنند كه دیگری را تحسین می كنند ، ولی در واقع بسیار رنج می كشند . حسادت یك احساس مطلق نیست ، بلكه مخلوطی است از خشونتو شكست.خشونتی كه حسود احساس می كند مانع از رنج بیشتر او از شكست می شود . اگر شخص حسود جلوی خشونتش را بگیرد بیشتر از شكست رنج می كشد . چنین شخصی متوجه می شود كه اگر او تمام قدرتش را هم بهكار ببرد به حق دیگری نخواهد رسید . به همین دلیل فرد دچار افسردگی شدید و فلج كننده ای می شود . زیرا از خودش سؤال نمی كند كه به چه وسیله ای فرد مورد نظر به خوشبختی رسیده است . در كتابمقدسمسیحیت ، حسادت تحت عنوان" گناه مرگ آور" آمده ولی در واقع واكنش طبیعی انسان جهت جلوگیری و ممانعت از افسردگی است . حسادت هیچ دلیل بیولوژی ندارد بلكه به مرور زمان و در اثر تجربیاتی كه شخص حسود در زندگی بهدست می آورد ، شكل می گیرد . معمولاً شخصیت حسود در اثر شناخت فردی غلط گسترش می یابد . این افراد در محیطی بزرگ شده اند كه انجام خواسته های دیگران مهم تر از خواسته و علاقه فردی خودشان بوده و آنها هیچ وقت موقعیتی نداشتند كه بهدنبال علائق و استعدادهای فردی خودشان بروند و بفهمند از چه كار و فعالیتی بیشتر لذت می برند . این انسان ها احساس می كنند فقط وقتی خواسته های دیگران را كامل انجام دهند مورد قبول مردم می باشند . این افراد معمولاً بیشتر اوقات دروغ می گویند و مرتباً به دنبال این هستند كاری كنند كه بدان وسیلهرضایت دیگران را كسب كنند .
![]()
چگونگی خلاصی از حسادتخوشبختی و رضایت همیشگیدر هر جامعه ای در مقایسه با وضعیت موجود افراد آن جامعه صورت می گیرد .زیرا بشر با همین مقایسه اجتماعی زندگی می كند و اسیر انتظارات اجتماعی خود می باشد . هر انسانی باید سعی كند استعداد و امكانات فردی خودش را بیابد؛ زیرا شخص حسود كسی است كه خیلی كم در مورد خودش می داند و در حقیقت هیچ اطلاعی از توانائی های خودش ندارد و به همین دلیل زندگی اش را بر اساس یك شخصیت غلط برنامه ریزی كرده و خود را با گروهی مقایسه می كند كه به طبقه اجتماعی دیگری تعلق دارند و با ارزش های اخلاقی و اجتماعی متفاوتی زندگی می كنند كه شخص حسود هرگز نمی تواند خودش را به آنها برساند . به همین دلیل و به احتمال زیاد ، شخص تبدیل به یك حسود عصبانی یا افسرده می شود . نكته مهم این است كه شخص ، حسادت را پذیرفته ، به خودش دروغ نگوید و سعی كند نقطه ای بین ایده آل و واقعیت بیابد و در زندگی خود توازن بوجود آورد . در حقیقت باید پذیرفت كه هیچ انسانی قدرت این را ندارد كه عدالت واقعی را در جامعه بهوجود آورد و كلاً حسادت در اثر تجربه بی عدالتی در جامعه ایجاد می شود. معمولاً برای حسودان این سئوال پیش می آید كه بر چه اساسی گروهی بیشتر از دیگران دارند و بر اساس چه قانون اجتماعی این تقسیم انجام شده ، اگر جامعه ای حسادت را بهعنوان یك واكنش طبیعی انسانی در مقابل بی عدالتی های اجتماعی ببیند می تواند جوابی هم برای سؤال بالا بیابد . اما متأسفانه حسادت در جامعه واكنشی ناپسند و ناخوشایند محسوب می شود و كمتر كسی راحت در مورد آن حرف می زند . حسادت همیشه وجود دارد حتی اگر سرمایه های موجود در جامعه را بهطور مساوی بین مردم تقسیم كنند . زیرا اگر شخصی همان سرمایه مشابه را به كمك هوش و درایت خویش بیشتر كند و خوشبخت تر و راحت تر باشد مورد حسادت دیگران قرار می گیرد . پرفسور رولف هوبل معتقد است فقط اگر خوشبختی و آزادی را در دنیا به طور مساوی تقسیم كنند دیگر حسادتی وجود نخواهد داشت ، زیرا هر جا كه تفاوتی وجود دارد در حقیقت ریشه حسادت كاشته شده است . هوبل می گوید از آنجا كه بشر همیشه سعی دارد خودش را بهتر از دیگران نشان دهد و تمام سعی و كوشش او در پی ثابت كردن این است كه او غیر از دیگری است و خود را در همین تفاوت می شناسد ، به هیچ وجه مایل نیست كه دیگری بیشتر از او داشته باشد; زیرا این باعث خجالت و شرمندگی او می شود . به همین دلیل حسادت یك همراه دائمی انسان بوده و بدین وسیله انسان می تواند بین فردیت و جمعیت بالانس بهوجود آورد . چگونه می توان خود را از حسودان محافظت كرد ؟حسادت در مرحله نابود كننده آن بسیار خطرناك است و آن را نباید ساده گرفت ، در هر جامعه و در هر گروه اجتماعی بهتر است انسان سعی كند افراد حسود را آرام كند و با آنها به طریقی كنار بیاید . یا حداقل سعی كند با آنها مواجه نشود . ولی متأسفانه این روش در بسیاری از موارد مانند فامیل و همكار امكان پذیر نیست . بنابراین شخص مورد حسادت باید سعی كند از آنچه كه دارد مقداری به دیگری ببخشد و تا حدودی باعث آرامش نسبی و كاهش خشونت او گردد و یا با گفتن مشكلات خود ، آتش درون قلب حسود را كمتر كند و یا برعكس،خود آدم حسود برای آرامش درونی بگوید : فلانی ویلا دارد و ماشین بنز ولی چه فایده ! بچه های او معتاد هستند . همین افكار و واكنش ها در روابط افراد ایجاد توازن می كند .در واقع بهترین موقعیت را كسانی دارند كه با زحمت و مشقت زیاد به مال و ثروت می رسند ، این گروه هیچ مشكلی با افراد حسود ندارند . و در نهایت باید گفت كسانی كه با كمبودهای خود كنار بیایند ، می توانند به آرامش و آسایش برسند .
+
نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 17:7 توسط رسولی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
![]()
+
نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 19:25 توسط رسولی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دوست عزیز نگاهی به طبیعت می اندازم و چیزی که قابل ستایش تو باشد نمیابم پس ناچار به قلبم رجوع میکنم و آن را با خنج
اگر ماه بودم به هر جا که بودم سراغ تو را از خدا مي گرفتم اگر سنگ بودم به هر جا که بودي سر رهگذار تو جا مي گرفتم اگر ماه بودي به صد ناز شايد شبي بر لب باممان مي نشستي اگر سنگ بودي به هر جا که بودم مرا مي شکستي، مي شکستي
من از کجاي تو شروع شدم در امتداد لحظه اي که امتداد تو بود از درون تو گذشتم، در درون تو زاده شدم چون حوا که از دنده ي آدم بيرون آمد خودم را تنها يافتم ميان فاصله اي از خودم، تا سايه هاي تو *** غم هايم آشنا با من نفس مي کشند با حادثه هاي معمول از حوادث عبور مي کنند از فضاهاي رنگي به جستجوي بيرنگي آهنگ بي صداي بودن، بودم يا طنين ترانه اي در دور *** کلاه تو بزرگ بود و پر سايه و من و سبزهاي کوچک، در انتظار نور سوار بر خيالات خودم بودم که بادي وزيد و پلکهايم در افق گم شد با سکوت *** در چشمانت سؤالي بود نوري که از مردمکهايت مي ريخت پريدن پرنده اي از ميان پلکهايت در چشمانت سوال... و من که بي تفاوت از کنارت عبور کردم
خدایا من در کلبه ی حقیرانه ی خود چیزی دارم که تو در عرش کبریای خود نداری من چون تویی دارم و تو چون خود نداری. ارسالی از بهاره
من عاشق چشم توام تو مبتلای دیگری دارم به تقدیر خودم عمری عادت میکنم گفتی محبت کن برو باشه خداحافظ ولی رفتم که تو باور منی دارم محبت میکنم . ارسالی از بهاره
عشق با هم زیر باران ایستادن و خیس شدن نیست عشق ان است که یکی برای دیگری چتری شود و او هیچگاه نفهمد که چرا خیس نشد. ارسالی از بهاره
بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثه ی عشق تر است. ارسالی از بهاره
تو را گم میکنم هر روز و پیدا میکنم هر شب بدین سان خوابهارا با تو زیا میکنم هر شب تویی این کاه را چون کوه میسازد چه غوغایی در این دشت بر پاست امشب چه پیچ و تابی دراد این اتش که من این پیچ و تاب را تماشا میکنم هر شب کجا دنبال مفهومی برای عشق میگردی که من این واژه رو منی میکنم هر شب.ارسالی از بهاره
روزي روزگاري، اهالي يک دهکده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا کنند. در روز موعود، همهء مردم براي مراسم دعا در محلي جمع شدند و تنها يک پسر بچه با خودش چتر آورده بود و اين يعني ايمان
دوستت دارم اما نه به اندازه ي بارون ، چون يه روز بند مياد . دوستت دارم اما نه به اندازه ي برف ، چون يه روز آب مي شه . دوستت دارم اما نه به اندازه ي گل ، چون يه روز پژمرده مي شه . دوستت دارم به اندازه ي دنيا ، چون هيچ وقت تموم نمي شه
زندگی مثل یه جاده است ، من و تو مسافراشیم ، قدر لحظه ها رو بدونیم ، ممکنه فردا نباشیم
با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف در جهنم بودی خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند.
هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نيست و دلم بس تنگ است بی خيالی سپر هر درد است باز هم می خندم آن قدر می خندم که غم از روی رود
شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نکشد نيز تو خاموش شوي
ميدوني فرق لبخند تو با لبخند من چيه ؟ تو وقتي شادي ميخندي،من وقتي تو شادي ميخندم
به همه لبخند بزن اما با یک نفر بخند همه را دوست داشته باش اما به یک نفر عشق بورز تو قلب همه باش اما قلبت همیشه برای یه نفر باشد در دنياي بچه ها هر کي زودتر بگه دوستت دارم برنده هست ولي در دنياي بزرگتر ها هر کي زودتر بگه دوستت دارم بازنده است
براش بنویس دوستت دارم آخه میدونی.آدما گاهی اوقات خیلی زود حرفها شونو از یاد میبرن ولی یه نوشته ، به این سادگیها پاک شدنی نیست.اگرچه پاره کردن یک کاغذ از شکستن یک قلب هم ساده تره...ولی بنویس...
يكى از استادان رشته ى فلسفه ، در يكى از دانشگا هها وارد كلاس درس مى شود و به دانشجويان مي گويد مي خواهد از آنها امتحان بگيرد ، بعدش صندلى اش را بلند مي كند و مي گذارد روى ميزش ، و مي رود پاى تخته سياه ، و روى تابلو ، چنين مى نويسد : ثابت كنيد كه اصلا اين " صندلى " وجود ندارد ! دانشجويان ، مات و منگ و مبهوت ، هر چه به مغز شان فشار مي آورند و هر چه فرضيه ها و فرمول هاى فلسفى و رياضى را زير و بالا مي كنند ، نمى توانند از اين امتحان سر بلند بيرون آيند . تنها يك دانشجو ، با دو كلمه ، پاسخ استاد را مي دهد . او روى ورقه اش مي نويسد : كدام صندلى ؟؟ مي خواهم گلي را برايت بفرستم اما مي ترسم از اينکه پژمرده شود پس "س" را از "گل سرخ" و "ل" را از گل " لاله" ، "ا" را از گل "اطلسي" و "م" را از گل " مريم" بر ميدارم و سلام را تقديمت مي کنم
ديشب فرشته اي فرستادم تااز تو مواضبت كنداماوقتي رسيد توخواب بودي زود برگشت وگفت هيچ فرشته اي نمي تواند مواظب فرشته اي ديگر باشد
اي تماشايي ترين مخلوق خاكي در زمين! آسماني ميشوم وقتي نگاهت ميكنم
خواستم خودمو گول بزنم ؛ همه ي خاطراتم رو انداختم يه گوشه اي و گفتم : فراموش يه چيزي ته قلبم خنديد و گفت : يادمه
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 21:3 توسط رسولی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 9:43 توسط رسولی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خداوندا ، آرامشي عطا فرما تا بپذيرم آنچه را كه نمي توانم تغيير دهم ، شهامتي تا تغيير دهم آنچه را كه مي توانم و دانشي كه تفاوت آن دو را بدانم .امین
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:35 توسط رسولی
|
|
|||||
|
|||||